از آرزویش ...

خرید بک لینک
تعلیمِ رانندگیگمون کنم ۱۹ سالم بود که با رفیقم میرفتم تعلیمِ رانندگی، مربیمون اعتقادی به آموزش توی کوچه و پس کوچه نداشت و اکثرا میرفتیم کمربندی یا جاهای شلوغ،همیشه هم یک فلاسکِ آبجوش همراهش بود و یکی از آرزویش ......

ما را در سایت از آرزویش ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 89 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:39

آجر به آجرش را باور داشتم و نمیدانستم این دیوار، دیوارِ مخروبه ایست !
هرگز گمان نبردم آوارش را اسفند ماهی بر اعتمادم فرو می ریزد که چشم انتظار بهارم...

مونا فرّخی

از آرزویش ......

ما را در سایت از آرزویش ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:39

ما عشق را ، داستانی ایده آل خواندیم و
در نهایت به آن لعنت فرستادیم ...
بارها به اشتیاقش اشک ریختیم ،و گاهی از رذالت آن، به تمام باورهایمان ناسزا گفتیم ...
روزی به وجودش بالیدیم و روزی آن را نفی کردیم ...

عشق سرانجام تمام معادلاتمان را برهم میزند و با نیشخندی دور میشود ...

مونا فرّخی

از آرزویش ......

ما را در سایت از آرزویش ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 89 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:39

فراموشی
پوسته ی شکننده ایست !
به تلنگرِ خاطره ای ،فرو میریزد
حاشا نمی کنم تو را ،
که فراموشی
نجاتم نخواهد داد ...

مونا فرّخی

از آرزویش ......

ما را در سایت از آرزویش ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 16:39

صفحه بندی